ساخت وبلاگ حرفه ای خرید بک لینک
بستن تبلیغات [X]

سه شنبه 1 فروردين 1396
21:59

مقاله بررسی اشتغال زنان و مسائل مربوط به آن در 30 صفحه ورد قابل ویرایش
دسته بندی سایر رشته ها
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 24 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 30
مقاله بررسی اشتغال زنان و مسائل مربوط به آن

فروشنده فایل

کد کاربری 3227
کاربر

مقاله بررسی اشتغال زنان و مسائل مربوط به آن در 30 صفحه ورد قابل ویرایش

فهرست

عنوان صفحه

- مقدمه...............................................................................................................
فصل اول...............................................................................................................

- اشتغال زنان....................................................................................................
فصل دوم...............................................................................................................

- ساختار سنی زنان شاغل.................................................................................
فصل سوم.............................................................................................................

-بیكاری زنان و عوامل مؤثر بر آن......................................................................
فصل چهارم...........................................................................................................

- خانواده و اشغال زنان : تصویر واقعیت در كشورهای صنعتی.....................
فصل پنجم.............................................................................................................

- اشتغال زنان . خانواده در ایران......................................................................











مقدمه:

موضوع «اشتغال زنان» و مخالفت مردان با كار آنها یكی از مهمترین مسایلی است كه علی‌رغم اهمیت فوق العاده آن تاكنون كمتر مورد توجه قرار گرفته است، بدین ترتیب گر چه حضور فعال زنان در امور روزمره زندگی بویژه در خانه داری و تربیت كودكان آشكار است، اما نقش حساس آنها در تولید وتوسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جامعه چندان كه باید محسوس نبوده است. از سوی دیگر وجود این باور در میان برخی از مردان كه «نیازی به كار زنان نیست» و «جای زن درخانه است» موجب شده كه فرهنگ «نان آوری مرد» در كشورهای توسعه نیافته باقی بماند و فشار بیشتری را بر روی نان‌آور خانواده كه همان مرد است، وارد كند.

به گزارش خبرنگار «زنان» خبرگزاری دانشجویان ایران مخالفت مردان با كار زنان علاوه بر ایجاد فشار روانی بر روی آنها، موجب می شود كه نرخ فقر درجمعیت زنان كه همواره بیش از مردان است، ثابت بماند. از سوی دیگر هزینه های ملی صرف شده بریا تحصیلات وارتقای اجتماعی دختران و زنان با خارج ماندن آنها از چرخه كار وتلاش، به ركود بنشیند واین ركودهای خانوادگی، كشور و در مرحله بعد كل منطقه را با آمار وارقام اشتغالا و كار زنان نیاز است.

جنگ جهانی اول را می توان نقطه آغازین توجه به زن و شایستگی او در به دست گرفتن مسئولیتها در تولید اقتصادی بویژه در عرصه كشاورزی دانست. درسال 1908 فدراسیون بین المللی ارتقاء اطلاعات خانه داری در سوئیس تشكیل شد و مؤسسات آن اعلان كردند كه زنان حق دارند زندگی بهتر، آرامش وبرابری بیشتر داشته باشند واولویت را دراین زمینه به آموزش زنان روستائی دادند كه بیشتر بیسواد و پر مشغله بودند. گردهمائی گوناگون زنان روستایی در برخی از كشورها و برقراری تماس این گروه ها اولین هسته های تشكیلاتی زنان را پایه ریزی كرد واز این طریق جهان آگاهی یافت كه هدف های مشترك و برقراری نزدیك می تواند چالشهای واقعی نیمی از جمعیت جهان را تبیین كند.

نخستین انجمن زنان كشورهای جهان بر اساس ارزشهای سنتی زندگی خانوادگی و مطرح كردن دیدگاهها، آراء و عقائد آنان در سطوح ملی و محلی و جهانی مورد توجه قرار گرفت. این انجمن در جهت نیل به ارتقاء سطح زندگی زنان و خانواده آنها در سطح جهان از طریق برنامه های توسعه روستایی ، آموزشی ودوره های تعلیماتی، اشاعه فرهنگ دوستی وتفاهم بین زنان سرتاسر جهان رهایی از فقر تشویق و پیشبرد آموزش و تحصیلات، جلوگیری از بیماری و حمایت از سلامت و بهداشت زنان روستایی در سطح بین المللی در زمینه های تغذیه ، بهداشت، بازاریابی، طرحهای كوچك كسب و كار، كشاورزی، مسكن، محیط زیست و طرحهای آب آشامیدنی آغاز به كار كرد. اما فقط از سال 1975 درهمایش مكزیكو ونیز درسال 1985 در همایش نایروبی دست اندركاران فائو دریافتند كه زنان روستائی دركشورهای در حال توسعه به عنوان تولید كننده، مباشر ، مبتكر ومسئول عاری از هر گونه حق و حقوقی بوده و بدلیل دریافت نكردن دستمزد سهمی نیز در اقتصاد ملی ندارند. ( به موازات جهش های جهانی در جهت شناخت جایگاه زن در نخستین سالهای پس از جنگ جهانی دوم توسعه جهانی بصورت انتقال جامعه از وضعیت سنتی به وضعیت نوین محسوس شد براساس دیدگاه توسعه رش اقتصادی و افزایش توانائی اقتصادی برای ایجاد و تداوم رشد سالانه تولید نا خالص ملی به عنوان پایه واساس توسعه مطرح شد. این مفهوم كه به نشست ثروت به پائین موسوم شد دردهه 1960 میلادی موضوع اصلی توسعه بود و موافقین بسیاری را به خود جلب كرد. برپایه این نظریه افزایش درآمد به انباشت سطح بالا از پس انداز ودر نتیجه رشد اقتصادی می انجامد . بر اساس نگرشهای جدید الگوی توسعه قبلی مورد تردید جدی قرار گرفت و شاخصهای توسعه یافتگی كه دردهه های 1950 و 1960 میلادی مطرح شده بود مورد تردید قرار گرفت و ملاكهای صرفاً اقتصادی بطور كلی مردود شمرده شد. از نظر این گروه اندیشمندان پدیده توسعه تنها منحصر به رشد اقتصادی و صرف اندازه كمی درآمد واشتغال نیست با گسترش دیدگاههای جدید توسعه وبسط حوزه مفهومی آن از دهه 1970 میلادی به بعد نگرشهای جدیدی پایه ریزی شد كه نقطه عطف آن را در دهه 1990 میلادی می توان به وضوح مشاهده كرد . این دهه در بدو شروع به عنوان دهه توسعه انسانی شكل گرفت. در سالهای دهه 1990 مردم باید به استواری در كانون فرآیند توسعه جای گیرند. محكمترین دلیل این امر آنست كه فرآیند توسعه اقتصادی به نحو فزاینده ای به عنوان فرآیندی برای گسترش تواناییهای مردم تلقی می شود.

به گزارش ایسنا، در سالهای اخیر وقوع تحولات فرهنگی، اجتماعی واقتصادی بر ساخت خانواده و از جمله نگرش آنها نسبت به مسایل مربوط به زنان اثر گذاشته؛ به گونه ای كه علی رغم وجود برخی قوانین و مقررات و با گذشت سالها از عمر حكمرانی سنت ها به مسایل خانوادگی بتدریج از میزان نارضایتی مردان از اشتغال زنان كاسته شده است.

نتایج تحقیقات نشان می دهد «بی عدالتی رویه ای ، مبادله ای و تعاملی» ،«سلامت زدایی» «طرح های كاری نامناسب» ، «تركیب نقش های كاری با نقش های خانوادگی»، «آسیب های تعاملی» ، « تضاد نقش های كاری با خانوادگی» و همچنین «عدم امنیت شغلی» دركاهش نسبت اشتغال زنان در بخش های دولتی مؤثر است.

بنابراین «برآورده شدن نیاز اقتصادی و معیشتی خانواده» می تواند نگرش مثبتی را درزمینه اشتغال زنان برای مردان به وجود آورد، این در حالیست كه این مسأله در بسیاری از خانواده ها به خصوص در طبقه متوسط جامعه بیشتر صدق می كند و مردان درچارچوب نیازهای معیشتی خانواده عملا به درآمد زنان خویش اتكا دارند واین مسأله می تواند در روشن بینی ونگرش مثبت آنها نقش مهمی ایفا كند.
اشتغال زنان

3-1 روند وتحول وضعیت شغلی زنان

بررسیهای تبلیغی درمورد اشتغال زنان دركشورهای درحال توسعه، و كشورهای توسعه یافته نشان می دهد كه درهیچ یك از جوامع دنیا زنان به اندازه مردان در فعالیتهای اقتصادی مشاركت ندارند. البته میزان مشاركت از جامعه ای به جامعه دیگر واز زمانی به زمان دیگر متفاوت است و بستگر به تفاوت درسطح توسعه كشورها دارد. (1) این مسئله تا حدی مربوط به ایفای نقش مادری و قسمتی دیگر مربوط به آداب و سنن اجتماعی حاكم بر جوامع است. تحولات اقتصادی وسیاسی در كشور ها نیز تاثیر آنی بر میزان مشاركت زنان درفعالیتهای اقتصادی داشته است. «زنان قلب توسعه هستند آنها قسمت اعظم اقتصاد غیر پولی (كشاورزی معیشتی، زاییدن و پرورش بچه ها، نیروی كارخانگی) راكنترل می كنند و سهم عمده ای دراقتصاد پولی (تجارت، بخش غیر متشكل و اشتغال دستمزدی) دارند. درهمه جای دنیا زنان دو شغل دارند- داخل خانه و خارج آن. بعضی از این كارها به رسمیت شناخته نشده است و آنهایی كه آنرا انجام می دهند توقع حمایتی ندارند (با درخطر قرار گرفتن سلامتی خود یا بچه هایشان كارشان در معرض خطر و از دست رفتن قرار می گیرد).

- مهاجرت فزاینده از روستا به شهر.

بدهی است درصورتی ثابت باقی ماندن نرخ مشاركت زنان درهمان سطح 2/8 درصد سال 65 نرخ بیكاری زنان می توانست كمتر از 35/13 درصدی سال 75 باشد . لذا افزایش نسبی این نرخ دراین دوره برای زنان اثر ناچیزی درظهور بیكاری ساختاری تحولات جمعیتی ناشی از افزایش نرخ مشاركت زنان داشته است. درمقابل دردوره (80-75) با افزایش نسبی نرخ مشاركت نیروی كاری از 4/35 درصد درسال 75 به سطح 1/37 درصد درسال 1380 رسید وقدر مطلق بیكاران از یك میلیون و 456 هزار نفر درسال 75 به حدود دو میلیون و 475 هزار نفر در سال 80 افزایش یافت. نرخ مشاركت مردان طی این دوره تقریباً در سطح 61 درصد ثابت باقی ماند اما نرخ بیكاری آنان از 46/8 درصد سال 75 به سطح 34/13 درصد درسال 80 رسید. بنابراین نرخ بیكاری مردان در این دوره بدون تغییر درنرخ مشاركت آنان افزایش یافته است لذا افزایش بیكاری مردان دراین دوره باید تحت تأثیر عوامل دیگری غیر از تحولات جمعیتی ناشی از نرخ مشاركت آنان باشد. در مقابل دراین دوره نرخ مشاركت زنان از 1/9 درصد درسال 75 با افزایش قابل ملاحظه ای دریك دوره پنج ساله به سطح 12 درصد در سال 80 رسید. به عبارت دیگر عرضه نیروی كارزنان از حدود دو میلیون نفر در سال 75 به حدود سه میلیون نفر رسید كه همزمان با این پدیده نرخ بیكاری زنان نیز از 35/13 درصد در سال 75 با افزایش قابل ملاحظه ای به سطح 8/. 18 درصد درسال 1380 رسید . براین اساس درحدود دو میلیون و چهارصد هزار نفر از آنان شاغل و 550 هزار نفر نیز بیكار بودند. همانطور كه اشاره د از مهمترین عوامل مربوط به افزایش نرخ مشاركت زنان افزایش سطح تحصیلات وفارغ التحصیلی آنان خصوصاً درسطح آموزش عالی است و همانگونه كه انتظار می رفت نرخ مشاركت نیرویكارخصوصاً زنان از اوایل دهه 80 روبه افزایش نهاد و پیش بینی می شود نرخ بیكاری زنان طی سالهای آینده به بالای 20 درصد برسد.

بنابراین پدیده افزایش نرخ مشاركت زنان به عنوان یكیاز تحولات جمعیتی برروی ساختار نیروی كار زنان چنان اثری داشته كه تعداد بیكاریان زن بایك افزایش صد درصدی از 272 هزار نفر در سال 75 به 549 هزار نفر درسال 1380 رسید لذا سهم قابل ملاحظه ای از بیكاران كشور را دراین دوره زنان بیكار تشكیل می دهند. بنابراین هر چند در این دوره تحولات جمعیتی ناشی از افزایش نرخ مشاركت مردان چندان با اهمیت نیست اما در مقابل ، تحولات جمعیتی ناشی از افزایش نرخ مشاركت زنان بسیار با اهمیت است وبه عنوان یك پدیده پایدار ودر حال رشد درسالهای آینده به عنوان یك عامل موثر بر سطح بیكاری ساختاری كشور عمل خواهد كرد.

بدین ترتیب تحولات سه دهه اخیر به ویژه نرخ رشد بالای سه درصدی در اوایل دهه 60 به همراه پوشش آموزش اجباری و رشد و گسترش آموزش عالی منجر به افزایش نسبی نرخ مشاركت نیروی كار زنان از 1/9 درصد درسال 1375 به حدود 12 درصد درسال 1380 شد به نحوی كه عرضه نیروی كار با مدرك دانشگاهی با رشد متوسط سالانه 9/2 در صد از حدود یك میلیون و 810 هزار نفر در سال 1375 به حدود دو میلیون و 73 هزار نفر درسال 1380 رسید این در شرایطی بو كه نرخ شد شاغلین با مدرك تحصیلی دانشگاهی در این دوره تنها 5/0 درصد بوده است لذا تحولات مربوط به جوان شدن نیروی كار ودسترسی بیشتر به انواع آموزشها و همچنین تغییر نگرش نیروی كار زنان مننجر به افزایش درذخیره بیكاری فارغ التحصیلات دانشگاهی از حدود 62 هزار نفر در سال 1375 به حدود 278 هزار نفر درسال 1380 شد.

رفتار نیروی كار سالخورده كشور وبیكاری ساختاری تحولات جمعیتی

آخرین پدیده مورد بررسی مربوط به بیكاری ساختاری تحولات جمعیتی دراین مقاله پدیده نیروی كار سالخورده كشور است. نیروی كار سالخورده، از آن جهت قابل اهمیت است كه خروج آنها به معنای فراهم ساختن فرصتهای شغلی برای نیروی كار تازه وارد به ویژه فارغ التحصیلان دانشگاهی است. برای نیروی كار سالخورده تعاریف گوناگونی قابل ارائه است.

نرخ مشاركت نیروی كار (زنان) و بیكاری ساختاری

نرخ مشاركت در واقع یك شاخص تجمعی است كه در درون خود بسیاری از شاخص های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رابه همراه دارد لذا نوسانات این نرخ در كنار نوسانات نرخ بیكاری می تواند بیانگر تحولات طرف عرضه نیروی كار در تحلیل بیكاری ساختاری كشور باشد.

جدول (6-1) نشانگر آن است كه تحولات جمعیتی و آموزشی كشور منجربه افزایش گروههای سنی آموزش پذیر شده است به نحوی كه توسعه دوره ها و پوششهای تحصیلی و تا حدی هم كاهش نسبی سن بازنشستگی در این دوره باعث كاهش نرخ مشاركت مردان وزنان به ویژه درگروه سنی 19-10 سال شده است، به نحوی كه نرخ مشاركت مردان درگروه سنی 14-10 از 37 درصد درسال 45 به 3/3 درصد درسال 1380 رسید و همچنین نرخ مشاركت زنان نیز درگروه سنی 14-10 از 14 درصد به 5/2 درصد درسال 1380 كاهش یافت كه این از یك سو بیانگر تحولی ساختاری وعمده در گسترش نظام آموزش عمومی كشور واز سوی دیگر تحول ساختاری در عرضه نیروی كار زیر پانزده سال در كشور است.

بیكاری زنان در شهرها منتج از این عوامل است

1- وجود بسیاری از كارخانجات و مؤسسات بخش خصوصی كه اشتغال زنان بیشتر در آن شكل گرفته بود.

2- به عنوان یك ویژگی- گروه سنی جوان جویای كار كه بیشتر از دیپلمه ها هستند.

3- تبعیت ساخت سنی بیكاران از روند رو به رشد جمعیت كه در نتیجه نرخ طبیعی زاد و ولد و مهاجرت، هجوم خود را بر بازار كار آشكار ساخته است.

4- آسیب پذیری بیشتر زنان شاغل كه با كوچكترین دگرگونی های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و … در معرض بیكاری قرار می گیرند.

در ایران، طبق سرشماری سال 1954، 666/907/5 مرد فعال در ایران وجود دارد كه در كنار آنان فقط 335/573 زن دیده می‌شود و این بدان مناست كه تقریباً 90% جمعیت فعال ایران را مردان تشكیل می‌دهند. بعد از این سرشماری آمارگیری نمونه در سالهای اخیر توسط مركز آمار ایران و وزارت كار ارقامی تازه به دست می‌دهد كه از این قرارند:

با توجه به این ارقام درصد زنان شاغل با توجه به كل شاغلین كشور (638/635/7) 89/9% است و درصد شاغلین مناطق شهری 15/40% نسبت به كل زنان شاغل كشور می‌باشد.

از دیدگاه اشتغال زن تباین خاص جوامع صنعتی و جوامع در حال توسعه، مخصوصاً‌ تحول سریع جوامع نوع دوم در برابر ثبات نسبی جهان صنعتی است. آمار نشان می‌دهد كه 52 تا 53 درصد جمعیت ایران ازمردان و 47 تا 48 درصد بقیه را زنان تشكیل می‌دهند و میزان فعالیت (یعنی جمعیت فعال شاغلان و بیكاران به كل جمعیت) در سال 45 مساوی با 30% بوده، در حالی كه در سال 51 این رقم به 5/28% نزول كرده ا ست. در سال 1345 میزان فعالیت مردان 4% و 5% و میزان فعالیت زنان 3/8% بوده است در حالی كه در سال 1351 این نسبتها به ترتیب به 3/49% و 1/6% تغییر یافته است. زمانی كه از این دیدگاه یعنی جمعیت در سن كار به جمعیت ایران می‌نگریم مشاهده می‌كنیم در سال 45‏، زنان 2/52% جمعیت مردان در سن كار بوده‌اند (10 تا 64 ساله) در مقابل 8/47% زنان.

لیك، زنان از تحقیقات انجام شده بر می‌آید، در همه سطوح طبقاتی با گرایشهایی یكسان در برابر بازار كار قرار نمی‌گیرند. نتایجی كه در كتاب زن در جامعه از این دیدگاه، یعنی گرایش متفاوت زنان به بازار كار، با توجه به شرایط طبقاتی آنان در فرانسه به دست می‌آید، جالب است. در بین كارگران، 3/43% زنان كار می‌كنند و از جهت دیگر زنانی كه كار می‌كنند و در عین حال مادر نیز هستند، فقط 22% است؛ از این نسبت در بین كارگران نیز زیاد است، لیك یك سوم این زنان كار نیم وقت دارند و مشاغل آنان در این سطوح توزیع می‌شود: خدمتكار، نگاهدار كودك، كارگر، كارمند ساده اداره. در بین طبقات متوسط این گرایش رو به كاستی می‌گذارد و كار زن به كمتر از 25% می‌رسد، در مقابل و به طور طبیعی سطح اشتغال بالا می‌رود، چنانكه مشاغل این زنان در چنین سطوحی قرار می‌گیرند: منشی، مددكار اجتماعی، معلم، حسابدار، فروشنده. در بین طبقات مرفه باز هم زنان كمتری كار می‌كنند (فقط 10%).

تفاوتهای زن و مرد و جذب متمایز زن در بازار كار با نقشهای متمایز زن در جامعه نیز همراه می‌گردد. جامعه صنعتی در این زمینه تفاوت كمتری نشان می‌دهد و آنجا كه تفاوت بیشتر از همه است، شامل جوامعی می‌شود كه سنت اشتغال زن در آنان وجود ندارد.

آماری كه در این زمینه در مورد ایران داریم، از آمارگیری نمونه وزارت كار و مركز آمار ایران به دست می‌آید و نشان دهنده گسترده كاركنان فامیلی است كه از 4 زن شاغل، یك نفر را در بر می‌گیرد و هم آنكه از جذب عجیب زنان ایرانی در فعالیت‌های استخراج و تولید نشانی بدست می‌دهد (65/64%). گرایش متفاوت زنان به بازار كار با توجه به سطوح طبقاتی و آمادگی خاص هر یك از بخشهای اقتصادی در جذب زن كه خود به پیدایی توزیع تازه‌ای از نقش‌های اجتماعی براساس جنس می‌انجامد، نه تنها در واقعیت بلكه توسط وجدان جمع نیز تأیید می‌گردد. تحقیقاتی كه در فرانسه در همین زمینه صورت گرفته است نشان می‌دهد كه مردان، در اكثر موارد بدون تردید می‌گویند زنان در بعضی از مشاغل مرجحند. زمانی كه از زنان و مردان خواسته می‌شود به ترتیب، مشاغلی را كه زنان بهتر انجام می‌دهند مشخص دارند، می‌بینیم نه تنها هر دو گروه به توزیع وظایف و رجحان زنان در بعضی حرف می‌اندیشند، بلكه هر یك اولویتهایی خاص خود دارند و حرفی خاص را در تخصص زن می‌پندارند. مردان قبل از همه كارهای «ظریف» را خاص زن می‌پندارند (7/37% از مردان)، سپس كارهای دفتری (28%) و بعد از آن تخصصهایی نظیر خیاطی (3/33%) را در محدوده زنان جای می‌دهند. در صورتی كه برای زنان چنین نیست و از دیدگاه آنان حرفی در محدوده تخصص زن جای می‌گیرند كه به طور طبیعی در سطوحی بالاتر جای دارند؛نظیر خدمات اجتماعی، تماس با مردم، مهمانداری و فروش كه 8/23% زنان بدان اولویت می‌بخشند و سپس آمزوش كه 1/21% زنان را متوجه خود می‌سازد و بعد از آن پزشكی كه 4/19% زنان در آن رجحان زن بر مرد را می‌بینید.


تمامی حقوق این وب سایت متعلق به ایران دانشجو است.